صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
الفبا
گزارش ، یادداشت و گفتگو + عکس

 

شیرجه در عمق رویا


هواي گرم شهر همه را ياد آبتني انداخته، اما  خیلی ها پول رفتن به استخر را ندارند. ولی عده ای براي  جبران مافات در شهر و دیار خود به آب کم عمق ساحل شنی دریا یا آب رودخانه یا  كانال  آب قنات منتهی به باغی سر سبز پناه می برند و برایشان آنجا جذاب ترين استخر در این روزها است. با گسترش شهر سازی در تهران دیگر نه باغی مانده و نه رودی و نه قناتی و اصلا در اینجا دریا هم نداریم تا برای فرای از گرما و یک دل سیر آب تنی ، مفتی به آنجا برویم . وقتی نگاه خود را از دل شهر به گوشه و حاشیه شهر می بریم هنوز جایی است که عده ای برای فرار از گرما به آب  مفتی چشمه یا قناتی پناه آورده اند. آنجا کسانی تن به آب می زنند که پول تو جیبی و حتی پس انداز قلکشان به اندازه خرید بلیت هر روز استخر یک استخر معمولی هم نیست.

شيرجه در عمق كانال

ميدان بسيج (سه راه افسريه) آدم را ياد خوشگذراني در آب مي اندازد. در اين شهر كسي نيست كه حداقل يك بار از روي پل آنجا رد نشده باشد و هنگام دور زدن چشم هايش سرسره هاي بلند تنها پارك آبي تهران را نديده باشد. اگر جذابيت پارك آبي چشم هايتان را خيره نكند، كمي نزديكتر از آن احساس مي كنيد كه كنار رود كارون ايستاده ايد؛ دو پسربچه وسط شهر شيرجه زدند در آب .

درست در قسمت جنوب شرقي ميدان بسيج، كنار ديواره پاركينگ اتوبوس هاي شركت واحد، كنار چشم راننده های خطی و عابران پیاده ، عده اي  بی خیال از همه جا همه کس مشغول آب تني در كانال آب هستند!

هواگرم است و بدن ها تشنه آب. اين است كه كانال آب تبديل به جذابترين استخر دنيا براي بچه هاي محله هائی چون مشيريه، مسعوديه، شهرك كاروان، مسگرآباد ، افسریه ، کیانشهر، اتابک ، افسریه ، هاشم آباد و دیگر محله های اطراف مي شود که پول رفتن به یک استخر را ندارند؛ استخر كانال آب ۲۴ ساعته و به صورت مجاني كار مي كند؛ شناگرها از شيرجه در عمق حقير كانال لذت مي برند.

براي پيدا كردن سرچشمه آب كانال بايد يك نقشه تهران را مقابل چشم هايتان بگيريد و با دقت نگاه كنيد. اين آب از قنات ها و آب هاي زيرزميني مناطق شمال شهر به راه افتاده، فراز و نشيب - هر چه كه تصور كنيد - را پشت سر گذاشته و در گوشه اي از شهر سر از خاك بيرون آورده و شده مايه تفريح و خنده بچه ها اینجا. البته اين آخري را ما ديديم و برداشت كرديم اما مي گويند آب كانال براي سيرآب كردن زمين هاي كشاورزي دشت ورامين است. با اين حال درد بي پولي و وسوسه آب تني، خيلي ها را كنار گوش پارك آبي، داخل آب كانال مي كشد.

آبی برای زمین های کشاورزی

يكي از كارمندان روابط عمومي اداره  بهره برداري از شبكه هاي آبياري استان تهران درباره آب اینجا مي گويد: « اين آب جزو آلوده ترين نوع آب هاست. كسي كه در آب كانال آب تني می كند دچار بيماري هاي پوستي مي شود. از كنار كانال سنگ ريزه وارد آب مي شود

، در حال حاضر مبادی ورودی خودرو به کنار کانال بسته شده است اما در سالهای قبل مردم خودرو های خود را با این آب می شستند و آب را آلوده می کردند ؛ اين كانال كه براي شنا ساخته نشده، زلالي آب كه دليل پاك بودنش نيست. اين آب فقط براي آبياري زمين هاي كشاورزي مناسب است و این آب توسط کانال به زمین های کشاورزی شهرری و ورامین می رود. »

...برگرديد. بايد به ابتداي كانال برگرديد و يك تابلو فلزی زرد رنگ با نوشته به رنگ قرمز  با نوشته « خطر مرگ !» در ابتدا و انتهای کانال نمایی می کند. مگر می شود مقابل وسوسه آب تنی در تابستان مقاومت کرد؟وقتی می بینی کمی آنطرف تر خیلی ها دست در جیب می کنند ، بلیت می خرند و  وارد فضای متنوع پارک آبی آزادگان می شوند ، لباس ها را از تن بيرون مي آوري و در كانال هر چه را كه ديده اي و نديده اي فراموش مي كني!

عمق كانال حقير است. يعني يك آدم متوسط كه وسط كانال بايستد، آب تا بالاي زانويش مي رسد. گرچه آنجا حس مي كنيد مردم در عميق ترين قسمت يك استخر بزرگ مشغول شنا هستند.  در انتهای کانال  نیز یک تابلو سیمانی قرار دارد . رو تابلو نوشته شده : « شنا کردن ممنوع ، خطر ابتلا ! به بیماری های پوست .» شالاپ، شلوپ؛ محسن ، مجید ، حسین و محمد بی توجه به تابلو پریدن داخل آب کانال . دو پسر بچه پريدند داخل آب كانال. اين اولين تابلو هشدار دهنده اي نيست كه نزديك كانال نصب مي شود، بدون شك آخرين هم نيست. فقط خدا مي داند كه تابلوهاي قبلي حالا در كدام خانه، يا كدام گوشه از شهر خاك مي خورند. اين تابلوها كه توسط روابط عمومي بهره برداري از شبكه هاي آبياري استان تهران نصب مي شوند، اگر از جا كنده نشوند هم مفهومشان عوض مي شود: لطفا در اين كانال شنا كنيد!

ساعات شلوغي

زمان دقيقي براي شلوغي اين كانال - شما بخوانيد استخر - نمي شود تعيين كرد. شما چشم هايتان را ببنديد و تصور كنيد كه در يكي از ساعات مياني روز، وقتي كه خورشيد خانم - به ما گفته اند كه خانم است - وسط آسمان به زمين خيره شده، كنار كانال ايستاده ايد. چند پسر بچه، چند نوجوان، چند جوان و تعدادي هم بزرگسال و كهنسال در آب كانال ديده مي شوند.یکی در عمق کم کانال شیرجه می زند در کنار او یکی دیگر زیر آبی می رود و دیگری بدنبال فضایی است که چند متری کرال سینه برود و مردی فارغ از همه  آنها روبروی آینه موتوسیکلت خود با دسته تیغی صورت خود را اصلاح می کند و هر چند دقیقه برای شستن صورت کفی خود به کنار کانال می آید و آبی بصورت می زند. چند قدم جلو تر جایی خلوت تر از جاهای دیگر کانال یک نفر خودش را با شامپو و صابون می شوید وقتی بر سر خود آب می ریزد محلول کف و آب  او بر سطح آب جلو می رود جایی که چند نفر در حین شادی و خنده همان آب را به طرف هم می پاشند.

در فاصله کمتر از ۲ کیلومتر در پارک پامچال چند سالیست شهرداری  استخر سرپوشیده و مجهز به سونا و جکوزی و سالن بدنسازی ساخته و اینجا در تمام ایام سال میعادگاه شنا آنهایست که در این گوشه از شهر به جای آب تنی در کانال به استخر می آیند. ولی امسال به خاطر تعمیرات استخر ، جوانان اینجا بدون استخر شده اند حال چند نفر از آنها مشتری کانال شده اند خدا می داند.«محسن خسروی» ، مسئول سابق استخر باید پیش از همه از کانال متنفر باشد که مشتری هایش را می بلعد. اما نه ، این افراد مشتری های او نیستند.می گوید«اکثر کسانی که در کانال شنا می کنند. از سر فقر به آنجا می روند. اگر پول داشتند حتما به یکی از ۲استخر اطراف کانال می آمدند .» خسروی یاد خاطره ای می افتد و برای دفاع از حرف هایش می گوید: « یک روز ۲ برادر آمدند اینجا اما فقط پول خرید یک بلیت را داشتند. بین خودشان شیر یا خط انداختند . یکی آمد داخل استخر و دیگری بیرون در منتظر ماند تا برادرش بیاید.» هزینه هر روز استخر برای خیلی ها اینجا زیاد است . حتی اگر پس از چند سال از هزار تومان به ۱۵۰۰ تومان ناقابل افزایش پیدا کرده باشد.

امکانات کانال

 رختكن كانال - ببخشيد استخر - كجاست؟ سوال خوبي كرديد. پاسخ ساده است. آنهايي كه  قبلا با خودرو به اینجا می آمدند مشكل حادي نداشتند، لباس های خود را داخل اتاق خودرو خود می گذاشتند و راحت به آب بازی خود می پرداختند. بلندی موتورسيكلت هم مي تواند حافظ خوبی برای لباستان باشد . چونکه از داخل کانال آن را می توانید ببینید. دوچرخه هم همين طور. آنهايي هم كه با پاي پياده مي آيند، لباس ها را چند ساعت  بر روی سنگ یا بوته ای رها مي كنند ، آب كانال وسوسه انگيز است!

در طول کانال چند آبند توسط مشتری های پر و پا قرص اینجا ساخته شده ، آنها با روی هم گذاشتن سنگ های بزرگ سدی به ارتفاع یک متر درست کرده اند و از روی آن به داخل آب شیرجه می زنند. روزی که برای طی مسیر آب بر روی زمین سازنندگان کانال مجبور شدن شیبی سیمانی به کف کانال بدهند ، هیچ فکر نمی کردند . آنها یک سرسره رایگان دقیقا روبروی سرسره های بلند پارک آبی درست کنند و حالا یکی از جاهای شلوغ و پر شناگر کانال شده است.

صید ماموران کانال

پسر بچه ای یک بطری در دست دارد که صندوقچه ماهی هایش به شمار می رود. آدم ها در کانال و ماهی ها در بطری نوشابه خانواده ؛رابطه متعادل است !«این بطری را برای نگهداری ماهی ها آورده ام .هر روز با بچه ها می آییم اینجا و ماهی می گیریم .» می پرسم : «بزرگترین ماهی که گرفتی چقدر بوده ، پسر کف دستش را نشان می دهد.کف دست نیما ۱۰سانت هم نمی شود . آنها در کانال ، آب تنی می کنند و به جای ماهی سفید خزر ، ماهی سیاه لجن خوار می گیرند!» این ماهی ها ی لجن خوار که برای سرگرمی در بطری حبس می شوند ، توسط مسئولان آبیاری تهران در کانال رها شده اند. البته نه برای سرگرمی بچه های محل بلکه برای پاک سازی کانال ؛ ماهیان لجن خوار کانال چه راحت صید می شوند .

شب های کانال

وقتی که تاریکی ، روشنایی را ببلعد ، شب می آید و خورشید خانم به خواب فرو می رود . کانال اما هنوز عده ای مشتری کانال هستند . کانال حتی در تاریکی هم روشنایی دارد. از طرف نور افکن های پارکینگ شرکت واحد در امتداد مسیر کانال برای آنها که در این ساعات هوس شنا کرده اند نوری کم سو مانند نور کرم شب تاب می تابد. ساعت ۱۰ شب ، مثل روز جمعیتی چند صد نفری در کانال دیده نمی شود . اما باز هم کانال شلوغ است.  دیگر از بچه های خردسال و نوجوان خبری نیست . ولی جوانان و پیر مردهایی را در آب می بینی که آب تنی در اینجا را به شب نشینی در خانه یا پارک محل ترجیح داده اند. «غلام » با مهمانش نزدیک می شود . به مهمان تعارف می کند که داخل آب شود، اما او این کار را نمی کند. اصرار بیهوده است ، او خود لباس هایش را در می آورد و تن به آبی زلال می دهد. « من هر شب ساعتی را در کانال آب تنی می کنم . اینجا دوستان زیادی هم پیدا کرده ام. آهان مثل اینکه آمدند.» غلام خوشحال است . چند هم صحبت برای پشت سر گذاشتن شبی دیگر در کانال پیدا شد. چشم از خوشحالی غلام برداشتم  و به جایی دیگر از کانال چشم دوختم . دو نفر از کسانی که در کانال آب تنی می کردند ، به موتوسیکلتی نزدیک می شوند، اما لباس یکی از آنها روی زین موتور نیست ، این هم بهای آب تنی در کانال !

وقتی که آنها مشغول آب تنی بودند ، یک نفر از لباس های حمید خوشش آمده و آنها را با خود برده . میثم و حمید حیران از گم شدن لباس های حمید ، حالا باید  او آنقدر کنار کانال بماند تا میثم از خانه برایش پیراهن و شلواری بیاورد. آنطور که حمید بر پیراهن و شلوار دزدیده شده خود قیمت می گذارد . انگار استخر می رفتند کمتر پای هر دو حساب می شد.

کانال خدمات دیگری هم به مردم می دهد. مثلا خیلی ها آنجا موتور سیکلت هایشان را می شویند. اما آب وفا دار پس از غلطیدن روی بدنه کثیف موتور دوباره برمی گردد سر جای اولش ؛ مفهوم این رفت و بازگشت را درک می کنید؟

کانال همه چیز جوانان اینجاست ، استخر ، کارواش ، حوض ماهی گیری ، حمام و از همه مهم تر جای برای اوقات فراغت و ....

چاپ شده در شماره ۱۸۰ همشهری جوان - ۲شهریور  ۱۳۸۷

اسلایدر