بی پولی پاکستان ، تحریم آمریکا و تمایل ترکمن ها
بیش از چهار سال از امضای قرارداد اولیه صادرات گاز ایران به پاکستان با حضور روسای وقت جمهوری دو کشور میگذرد با این وجود عزم اسلامآباد هنوز برای ساخت خط لوله واردات گازهای ترش پارس جنوبی جزم نشده است. بحران انرژی در پاکستان با 180 میلیون نفر جمعیت و همچنین ضرورت انتقال گاز به شبه قاره هند و در نهایت چین به عنوان اقتصادهای نوظهور محتاج انرژی، باعث شد تا در سال 1995 توافقات اولیه بین ایران و پاکستان برای ساخت خط لوله انتقال گاز حاصل آید، اما امضای قرارداد نهایی آن تا 15 سال بعد به درازا كشيده شد.
.....
همزمان با تاخیر و وقت کشیهای گازی پاکستان در ساخت خط لوله واردات گاز ایران، هم اکنون ساخت خط لوله صادرات گاز ایران از مسیر خط لوله هفتم سراسری به نقطه صفر و مشترک گازی دو کشور از پیشرفت مطلوبی برخوردار است.
بر اساس توافق تهران – اسلام آباد چنانچه تا پایان سال ٢٠١٤ میلادی ایران و یا پاکستان موفق به صادرات و یا دریافت گاز طبیعی نشوند، طرفی که تخلف یا تعلل داشته باشد به ازای هر روز بین یک تا سه میلیون دلار باید جریمه پرداخت کند.
یکی از مهمترین موانع عملیاتی شدن این پروژه، مشکل تامین مالی احداث خط لوله در خاک پاکستان است. پاکستان توانایی مالی لازم را ندارد و حتي از دولت قبلي ايران نيز، استمداد مالی برای تکمیل این پروژه داشته است. اما در هر صورت پاکستان هم به خاطر مشکلات حوزه انرژی خود و هم به خاطر جریمه 1 تا 3 میلیون دلاری برای هر روز تاخیر از موعد مقرر كه پايان سال جاري ميلادي است، مجبور است فکری اساسی برای ماههاي باقی مانده تا سررسید قرارداد، بکند.
مشکل دیگر، مساله تحریمهاست. صنعت نفت و گاز ایران با تحریمهای یک جانبه آمریکا و اروپا مواجه است. امری که پاکستان را به عنوان متحد و شریک قدیمی آمریکا در منطقه، برای ادامه فعالیت مشترک گازی با ایران به شدت تحت فشار قرار داده است. در ماههای اخیر اما پاکستان رایزنیهای فشردهای را با آمریکا برای جلب رضایت این کشور انجام داده است که امیدواریهای زیادی نیز ایجاد کرده است. مخالفت آمریکا با پروژه خط لوله صلح بر هیچ کس پوشیده نیست؛ منافع استراتژیک آمریکا در خاورمیانه شامل افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر تهران است. برنامه هستهای ایران دستاویزی را برای واشنگتن برای منزویکردن تهران در جامعه بینالمللی و تحریم ایران قرار داده است.
خط لوله تاپي رقيبي قدرتمند براي گاز ايران
بررسى وضعيت موجود ذخاير و توليد گاز طبيعى جهان حاكى از اهميت منطقه بيضى انرژى متشكل از كشورهاى خاورميانه، آسياى ميانه و روسيه با مركزيت ايران است. در حال حاضر حدود 74 درصد ذخاير گاز طبيعى جهان در اين كشورها قرار دارد كه 61 درصد اين ميزان در اختيار 4 كشور روسيه، ايران، قطر و تركمنستان است.تنوع بخشي به صدور حاملهاي انرژي تركمنها به بازارهاي بينالمللي از مهمترين برنامههاي راهبردي سياست انرژي دولت تركمنستان است.
خط لوله تاپی نیز یکی از مشکلات پیش روی به سرانجام رسیدن خط لوله انتقال گاز از ایران به پاکستان و شبه قاره به حساب میآید. خط لولهای که قرار است گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان و هند انتقال دهد و از قضا به شدت نیز توسط آمریکا حمایت میشود.
توافقنامه انتقال خط لوله گاز تركمنستان اواخر سال ۲۰۱۰ ميلادي ميان «حامد كرزي»، «آصف علي زرداري» و ‹‹قربانقلي بردي محمداف›› به امضا رسيد. چهار كشور افغانستان، تركمنستان، پاكستان و هند در تلاش براي يافتن مجري كه بتواند پروژه خط لوله گاز ۹ ميليارد دلاري تاپي (TAPI) را بسازد تصميم گرفتند نهادي را تاسيس كنند و اين در حالي است كه شركتهاي روسي و چيني نيز علاقهمند به مشاركت در ساخت خط لوله تاپي بودند.تركمنستان به منظور دعوت از سرمايهگذاران براي مشاركت در اين پروژه تورهاي تجاري اقتصادي را در مراكز مالي و بانكي از جمله اروپا، دوبي، آمريكا و غيره برگزار كرده است. شركتهاي بزرگ حوزه انرژي همچون «اكسون موبيل» ( Exxon Mobil)، «شركت شل» (Shell) و «شورون» (Chevron ) و غيره تمايل دارند كه در صورت به دست آوردن سهمي در حوزه گازي تركمنستان، ساخت اين خط لوله را برعهده گيرند.
اژدهاي زرد هم از تاپي سهم ميخواهد
چین در اقدامی استراتژیک، طرح مشارکت در خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان، هند و چين را که با تهدید تحریمهای آمریکا مواجه است، کنار گذاشته و پیشنهاد پیوستن به خط لوله انتقال گاز تاپی برای تامین نیاز انرژی خود را مطرح کرده است. به گفته منابع آگاه، پکن قصد دارد در چهارچوب پروژه خط لوله انتقال گاز ترکمنستان-افغانستان- پاکستان-هند یک خط لوله از منطقه گوادر به چین احداث کند که می تواند بندر گوادر پاکستان را به یک کوریدور انرژی تبدیل نماید. بنگلادش نیز قبلا با ترکمنستان و دیگر کشورهای این پروژه تماس گرفته و خواهان مشارکت در خط لوله تاپی برای تامین نیازهای انرژی اش شده بود.
پیش از این چین نسبت به پیوستن به پروژه انتقال گاز ایران به پاکستان ابراز علاقه کرده بود، اما با توجه به نامشخص بودن سرنوشت این پروژه با توجه به تاثیرگذاری یک کشور عرب خلیج فارس بر آن و تهدید ناشی از تحریمهای آمریکا، پکن موضع خود را در این زمینه تغییر داده است.
يكي از اصليترين مولفههاي رشد و توسعه مستمر اقتصادي كشورها، بهرهمندي و دستيابي اقتصادها به منابع پايدار انرژي و يا به عبارتى ديگر موضوع امنيت عرضه انرژى است. امنيت عرضه انرژى بويژه نفت و گاز از جمله مقولههايى است كه مورد توجه كشورهاى توليد كننده و مصرف كننده نفت و گاز قرار دارد. رسیدن گاز ایران، برای پاکستان حکم مرگ و زندگی را دارد و از آنجایی که خط لوله تاپی نیز با مخاطرات بزرگ امنیتی روبهروست، پاکستان در مقام پیرو قدیمی سیاستهای آمریکا در منطقه، چارهای جز فشار به آمریکا برای نادیده گرفتن تداخل این پروژه با تحریمهای وضع شده ندارد. آمریکا هم نمیتواند با وعده و وعیدهای واهی چراغ خانه پاکستانیها و موتور اتوموبیلها و سهچرخههای در حال تردد در خیابانهای این کشور را روشن نگه دارد، بنابراین مجبور است برای از دست ندادن متحد قدیمی خود یعنی پاکستان، کمی انعطاف به خرج دهد.
از طرفی دیگر انتخاب دولتهای جدید در ایران و پاکستان و رايزني هر دو طرف امیدهای تازهای برای پیشبرد مقاصد گازی دوجانبه به حساب میآید. نواز شریف با وعده بهبود وضعیت در پاکستان نخستوزیر شد و روحانی با شعار دیپلماسی جدید جهانی و کاستن از فشار تحریمها.
این گزارش در شماره 73 ماهنامه صنعت و توسعه در خرداد 1393 درج شده است.
